من ، تو ; ما
یادت هست ؟
تمام شد …
حالا : تو ، او ; شما
من هم به سلامت . . .
.
.
.
ای صبا گر بگذری از کوی مهرافشان دوست / دوست ما را گو سلامی ، دل همیشه تنگ اوست .
.
.
.
دلبرا در دل سنگ تو وفا نیست چرا ؟ / کافران را دل نرم است و تو را نیست چرا ؟
هر که قتلی بکند، کشته بهایی بدهد / تو مرا کشتی و امید بها نیست چرا ؟
.
.
.
کاش میشد در میان اطلسیها خانه کرد / کاش میشد با نگاه بی کسی کاشانه کرد
باد و باران را میان دام کرد و دم نزد / کاش میشد با صدایی عاشقانه ناله کرد . . .
.
.
.
پیراهن خیس ابر تن پوش من است
صد باغ تبر خورده در آغوش من است
این زندگی کبود این تلخ بنفش
زخمی است که سالهاست بر دوش من است . . .
.
.
.
بخار شیشه ایم ، نازمون کنی اشکمون در میاد چه برسه فراموشمون کنی !
.
.
.
تو صادقانه گفتی در خانه قلبت هیچ جایی برای من نیست
من بر قلب سنگی ات بوسه می زنم ، که با من صادق بود . . .
.
.
.
دلامون بزرگه تنگش نکنیم ، زندگی آسونه سختش نکنیم ، رفاقت قشنگه ترکش نکنیم!
.
.
.
ای مثل غرور ساده ی آیینه فاش
کاری نکنی شکستگی آید و کاش
دیدار تو با آیینه حرفی دارد
هم با همه باش و هم جدا از همه باش
.
.
.
ساده بودم که تورا ساده تصور کردم / بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم
آشنا با همه ی پنجره های شهرم / چون تورا پشت همین پنجره ها گم کردم
.
.
.
سردم شده است و از درون می سوزم
حالا شده کار هر شب و هر روزم
تو شعر مرا بپوش سرما نخوری
من دکمه ی این قافیه را می دوزم !
.
.
.
“به یاد” هم بودن ، قشنگترین هدیه ایست که نیاز به “با هم” بودن ندارد . . .
.
.
.
می پوشانم دلتنگی ام را با بستری از کلمات ، اما باز کسی در دلم “تو” را صدا می زند . . .
.
.
.
منم دلتنگ رویت / دلم آید به سویت
چه کردی با دل من / که کرده آرزویت . . .
.
.
.
دوست مزرعه ی سرسبزی است که با امید و عشق
در آن بذر می افشانی و با سپاس آن را درو میکنی . . .
.
.
.
مرنج از من ، که دل را نباشد طالقت رنجت / به دنیایی نمی بخشم صفای قلب یکرنگت . . .
.
.
.
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وزبسترِ عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست
تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت . . .
.
.
.
ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود
در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود
من عاشق واو زعشق من بی خـبر است
ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود
-----------------------------------------------------------------------
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند. . .
.
.
.
تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی !
یکی دیروز و یکی فردا . . .
.
.
.
خوبی بادبادک اینه که
می دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده
ولی بازم تو آسمون می رقصه و می خنده . . .
.
.
.
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .
.
.
.
انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛
بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد . . .
.
.
.
مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از ان گل ها دوست داشتنی ترند . . .
.
.
.
تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند . . .
.
.
.
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است . . .
.
.
.
دوره ، دوره آدم هایی ست که همخواب هم می شوند
ولی هرگز خواب هم را نمی بینند . . .
.
.
.
خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید
پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد
“دکتر علی شریعتی”
.
.
.
اگر گیاهان صدایی نداشته باشند
به معنای آن نیست که دردی ندارند . . .
.
.
.
اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد
باور محال بودنش را عوض کن . . .
.
.
.
برنده می گوید مشکل است ، اما ممکن
و بازنده می گوید ممکن است ، اما مشکل . . .
.
.
.
آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند . . .
.
.
.
حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتون مغرور نشوید
چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید . . .
.
.
.
من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم
هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام . . .
”بیل گیتس”
.
.
.
تنها راه کشف ممکن ها ، رفتن به ورای غیر ممکن ها است . . .
(آرتور کلارک)
.
.
.
ژوبرت :
” برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ،
اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم ” . . .
.
.
.
دوست تو کسی است که هرگاه کلمه “حق” از تو شنید ، خشمناک نشود . . .
.
.
.
معبودا !
به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند . . .











